هنرمند

هفته نامه فرهنگی-هنری/سینما، سیما، تئاتر، موسیقی، تجسمی، رادیو، شعر و داستان، ترانه

 
هنرمند 111
نویسنده : سیامک ساسانیان Siamak Sasanian - ساعت ٥:٥۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٦ مهر ۱۳٩٠
 

 

سرمقاله

نوشداروهای دولتی و
سهراب های فرهنگ و هنر ایران

هر چند که برگزاری نمایشگاه و مسابقات با نیات خیرخواهانه و یا کمک به یک شخصیت هنری یا ورزشی به وقت گرفتاری یا بیماری هنوز در گوشه و کنار دنیا متداول است اما قطعا در بیشتر کشورهای صاحب فرهنگ و هنر محل و ملجعی خاص برای این امر و کمک به این اهالی وجود دارد، تکیه گاهی برای روزهای سخت که هنرمندانمان تا کنون از آن کمترین بهره را داشته اند.
این بار ناغافل، بیماری مجید بهرامی هنرمند جوان عرصه تئاتر و پرداخت و حواشی رسانه ای آن و البته دیده شدن این مسئله بار دیگر پرده از این نابسامانی صنفی یا سازمانی – دولتی، در ارائه خدمات و تأمینات اجتماعی به هنرمندان کنار کشید.
البته در کشورمان با توجه به ضعف وجود کیفی و کمی انجمن های صنفی، همچنان این بخش دولتی و حاکمیت است که لابد به دلیل میزان حجم حضورش در عرصه هنر، متهم، مقصر یا به ناچار متکای اصلی است.
تا کنون در این شرایط حجم پرداخت رسانه ها، میزان دیده شدن و یا میزان محبوبیت یا شهرت شخص هنرمند در سرعت و میزان توجه جامعه و نهادهای مربوطه و یا مدیران و گاه حتی سیاسیون و احیانا رفع مشکل، بسیار موثر و تعیین کننده بوده است. و در غیر این صورت شاید افرد کمترین شانسی برای دریافت حمایت اجتماعی صنفی یا دولتی ندارد.
 همچنان که متاسفانه هنرمندان بسیاری به همین طریق در کنج عزلت و گوشه غربت در ایام پیری یا گرفتاری و بیماری تنها و بی پناه رها شده اند به امان خدا و به دلیل عدم دسترسی ایشان به رسانه و ... مجبور بوده اند که با همان شرایط و مشکلات خود به تنهایی دست به گریبان باشند.
هر چند که صندوقی به همین نام و به منظور حمایت از اصحاب فرهنگ و هنر کشور، روزنامه نگاران و هنرمندان در سال 1383 به پیشنهاد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و با تصویب هیأت وزیران رسماً تشکیل شده است اما متاسفانه تاکنون و با گذشت حدود هفت سال از شروع به کار و البته با وجود همه تاثیرات و خدمات مثبت و قابل تقدیری که در این زمینه داشته، قطعا به هیچ وجه نتوانسته آن طور که شایسته و نیاز جامعه هنرمندان و روزنامه نگاران بوده عمل نماید.
گستردگی گروه افراد تحت پوشش این صندوق، کمبود اعتبارات مکفی، تغییرات مدیریتی و جابجایی های مختلف و یا نبود برنامه اجرایی دقیق و هدفمندی در ارائه اعتبارات به جامعه هدف، می تواند از جمله دلایل این نا کارآمدیها باشد. همچنانکه پوشش و ارائه خدمات و اعتبارات موثر به جامعه چندین هزار نفری هنرمندان کشور در عرصه های مختلف با تعاریف و مصادیق گسترده و مختلف و نیز خانواده پر جمعیت مطبوعاتی کشور می تواند از اولین نکات آسیب این مسئله در برخورد با عنوان طولانی این صندوق حمایتی باشد.
شاید با نگاهی ایده آل بهتر بود با تفکیک و اختصاص این منابع و در اختیار قرار دادن آن به انجمن های صنفی هر کدام از این صنوف؛ تئاتر، سینما و... برای همیشه مشکل "دولتی بودن" و البته نا دقیق و کارشناسی بودن مصرف این اعتبارات را تا حدودی حل کرد، اما قطعا با وضعیت و شرایطی که این انجمن ها و صنوف در کمیت و کیفیت و یا اختیارات و امکان ارائه خدمات و نوع فعالیتشان دارند چنین تصوری بسیار ناممکن و بعید به نظر می رسد.
این بار هم اما هنرمندان پیشکسوت یا پیر و جوانی از جمله استاد سعدی افشار و ده ها نفر از ایشان در گوشه و کنار کشورمان به چشمها نیامدند و در حاشیه ماندند.
از برخی دلسوزیهای شخصی قابل احترام مدیران (حال به هر نیت و قصدی، "ا... اعلم") که گاه چیزی بیش از نوشدارویی بعد مرگ سهرابهای فرهنگ و هنرمان نیست و یا عرض اندامهای سیاسی و تبلیغاتی جناحی که بگذریم، به هر حال آنچه هست به هیچ وجه قابل قبول و شایسته فرهنگ، هنر و هنرمند ایران زمین نیست که نیست.
به امید بهروزی و سلامتی مدام و عاقبت بخیری همه هنرمندان صدیق وعزیز کشورمان خاصه مجید بهرامی دوست داشتنی و استاد سعدی افشار که این اواخر کمی دیده شدند و همه آن عزیزانی که نامشان را کمتر می خوانیم و رویشان را کمتر می بینیم.

حسین احمدی


 
comment نظرات ()