هنرمند

هفته نامه فرهنگی-هنری/سینما، سیما، تئاتر، موسیقی، تجسمی، رادیو، شعر و داستان، ترانه

 
هنرمند 103 منتشر شد
نویسنده : سیامک ساسانیان Siamak Sasanian - ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸٩
 

 

هنرمند 103 منتشر شد

 


شهید سید محمد علی جهان آرا/7
سردار خرمشهر


سینما
بزرگان سینمای اسکاندیناوی/10
تاریخ سینمای هنری 6

معصومیت از دست رفته/14
بررسی نقش زن در فیلم های آلفرد هیچکاک / سه فیلم "طلسم شده"، "روانی" و" مارنی"

سینمای همه ما/18
تحلیلی بر روند کاهش مخاطب در سینمای ایران؛ عزم ملی



تئاتر
تاکید بر کیفیت، نه کمیت/24
گفت‌وگو با ”حسین مسافرآستانه” رییس مرکز هنرهای نمایشی

صحنه در احاطه فلسفه/26
نگاهی به نمایش ”آپولوژی” نوشته و کارگردانی ”سعید شاپوری”

تلفیق الگوهای نمایشی شرقی و غربی/28
نگاهی به نمایش ”یک دامان ماه و ستاره” نوشته و کار ”امیر دژاکام”

صدای تشنگی آب/32
نگاهی به نمایش ”آواز شن‌زار” نوشته و کارگردانی ”اعظم بروجردی”

تاریخ را تحریف نکرده‌ام/34
گفت‌وگو با ”اعظم بروجردی” نویسنده و کارگردان نمایش ”آواز شن‌زار”


ادبیات
سر خورشید همیشه گرم است.../38
سیری در دنیای شگفت انگیز طرحهای پرویز شاپور(2)

مامان عزیزم.../40
از بودلر تا  سنت اگزوپری/  نامه هایی از نویسندگان مشهور به مادرشان

اول لاله زار زندگی مرا تغییر داد/42
رضا کرم رضایی و خاطراتش

سیر در شرق/44
یادداشتهایی از آنه ماری شوارتسنباخ/ از کتاب «سرزمین بازگشت به وطن»

در جستجوی آفتاب شرق/48
درباره آنه ماری شوارتسنباخ

کافه کتاب/53
پیشنهاد کتاب

 

 

سرمقاله

باید به هفت فرصت داد

از زمان آغاز به کار برنامه هفت تا کنون برای سینمای در حاشیه ما، با آن کش مکش ها و جدالهای درون گروهی و پشت صحنه ای، زمان زیادی نمی گذرد. از ابتدا قابل حدس بود که این برنامه با این سبک و سیاق مورد توجه و انتقاد اقشار مختلف این صنف و یا عموم مردم قرار بگیرد.
مردم یا مخاطبان سینما شاید تا کنون در هیچ فیلم و سریالی این جدال شبیه به دعوا وصحنه های اکشن درگیریهای لفظی و عصبانیت گاه و بیگاه این اهالی را ندیده بودند. شاید برای اولین بار بود که این زخمهای کهنه سینمای ایران در یک برنامه تلویزیونی سر باز می کرد.
دراظهار نظرهای اهالی سینما در زمان شروع پخش این برنامه می شد رگه هایی از این نگرانیهای صنفی را حس کرد؛ "از نظر من این درست نیست که برنامه «هفت» را با «نود» مقایسه کنیم و آن را «نود سینمایی» بنامیم. جذابیت فوتبال برای مردم پیروزی تیم x برy است و حاشیه‌هایی که در فوتبال به وجود می‌آید اما در سینما فیلمی با فیلم دیگر رقابت نمی‌کند. چه خوب که امروز برنامه‌ای به اخبار اصناف سینمایی اشاره می‌کند؛ اگرچه نباید عمده مواد تشکیل دهنده این برنامه موضوعات تخصصی باشد، زیرا نمی‌تواند با توده میلیونی مخاطب تلویزیون ارتباط برقرار کند. این که مشکلات یک صنف سینمایی چیست برای اهالی و خانواده سینما جذاب است ولی توده مردم از آن استقبال نخواهند کرد که این نکات در برنامه باید تعدیل شود." اینها بخشی از گفته های سیروس الوند در مورد هفت بود، صحبتی که توسط برخی دیگر از سینماگران نیز بیان شد.
آنچه مشخص است اینکه هفت می تواند یک فرصت برای سینمای ملی ما باشد و انگار جای آن در بین برنامه های سیما خالی بود. سینمای ایران با جامعه گسترده و متنوع گروه مخاطبان به عنوان یکی از عرصه های فعال و موثر و البته گسترده فرهنگی کشور این حق را داشت که در فرصت یک برنامه اختصاصی به مسائل و مشکلاتش بپردازد و البته از سوی دیگر عموم مردم، مخاطبان این سینما و این مشتریان مظلوم نیز این حق را داشته و دارند که از چند و چون و پشت صحنه این سینما مطلع باشند، به نظر می رسد بی اعتمادی اهالی هنر به مردم، بی اعتمادی متقابل را در پی داشته باشد.
تا وقتی مسائل سینمای ملی در سطح ملی و برای صاحبان اصلی آن یعنی مردم شفاف و صادقانه توسط اهالی سینما مطرح نشود، نمی توان توقع رفع این مسائل و مشکلات را داشت، بی تعارف، متاسفانه یکی از زشتیها و آفات اهالی هنر خاصه خانواده سینما، نبود فرهنگ کار جمعی  و فهم کار گروهی و صنفی و گذر از حسادتها و رقابتهای ناسالمی است که گاه به بازی کودکانه ای می ماند. اگر هفت این حسادتها و خود پسندیها و نابازیگری ها! در عرصه  سینما را نشان می دهد باشد که هشت یا نه بلکه صد باشد و بشود.
سالهاست که توپ مشکلات سینما بلکه هنر کشور در زمین دولت و ارشاد پاس کاری می شود و برخی تمام مشکلات عمده و عموما حرفه ای سینمای ایران که به همین آسیبهای خود اهالی بر می گردد را با ژست های مظلوم نمایانه  به گردن دولتهای درآمد و رفت این سالهای پس از پیروزی انقلاب می انداختند. هر چند که سهم بی برنامه گی ها در اجرا و نظارت دولتی در عرصه فرهنگی کشور مشخص و بدیهی است اما نباید از بر ملا شدن اشکالات و انتقادات وارده بترسیم، این بار افکار عمومی می تواند بهترین فرصت برای سینمای ایران در جهت رفع این مسائل و مشکلات باشد، بدیهی است روند "هفت" به عنوان یک برنامه تلویزیونی که به مسائل و مشکلات سینمای ایران می پردازد مثل هر برنامه دیگری دارای اشکالات و انتقاداتی باشد که می بایست خیر خواهانه توسط خود اهالی به آن پرداخته شود و البته دست اندر کاران این برنامه هم در جهت رفع این اشکالات برآیند. اما این نمی تواند بهانه ای باشد تا این فرصت از سینمای ایران گرفته شود، قدری تحمل و تمرین با هم بودن و کار گروهی کردن و البته قهر نکردن! برای سینمای ما حکم نوش دارو را دارد، باشد که دیر نباشد.
قصد مقایسه نیست، اما همین فوتبالیها که عامه می خوانیمشان، نودشان را با آن همه انتقاد و جدال و حاشیه سازی  تحمل کردند و می فهمند و از آن به نفع رفع مشکلات صنفشان با کمک گرفتن از هدایت قدرت افکار جمعی و طرح ملی مسائل کمک می گیرند. آیا سینماگران ما هم می توانند این چنین کنند؟

حسین احمدی


 
comment نظرات ()
 
 
هنرمند ١٠٢ منتشر شد
نویسنده : سیامک ساسانیان Siamak Sasanian - ساعت ٢:٤٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٧ بهمن ۱۳۸٩
 

هنرمند ١٠٢ منتشر شد

 

 

شهید مجید شهریاری/7
دانشمند  شهید


سینما
برف هایی که آب نمی شوند!/10
درباره بهترین سکانس های زمستانی سینما / به بهانه برفهایی که نمی بارد؛

مک سِنِت و کمدی اسلپ ستیک/14
تاریخ سینمای هنری 5


تئاتر
جاده‌ای بی‌انتها/20
نگاهی به نمایش ”اتوبان” نوشته ”حمیدرضا آذرنگ” و ”آشا محرابی” و کارگردانی ”آشا محرابی”

زندگی به مثابه اتوبان/22
گفتگو با آشا محرابی نویسنده وکارگردان نمایش اتوبان

من، تئاتر و اتوبان/24
در گفتگوی اختصاصی هنرمند با مهران رنجبر بازیگر نمایش اتوبان:

خودکشی با طعم مکبث/26
نگاهی به نمایش ”باغ مرگ” نوشته ”آتیلا پسیانی” و کارگردانی ”سیامک احصایی”

کارگردانی برای من از تصویرسازی آغاز می‌شود/29
گفت‌وگو با ”سیامک احصایی” نویسنده و کارگردان نمایش ”باغ مرگ”

فضای پیچیده/32
نگاهی به نمایش ”در خواب به سراغم آمد...” نوشته ”مشهود محسنیان” و کار ”ندا هنگامی”

تصویر ”رومئو و ژولیت” در ذهن جستجوگر شرقی/34
گفت‌وگو با ”ندا هنگامی” کارگردان نمایش ”در خواب به سراغم آمد...”


ادبیات
...درباره عشق سخن بگویید/38
درباره "آنا آخماتووا" شاعره بزرگ روس

شاعر سال های تیره/41
آنا آخماتووا؛

دیوار/44
از مجموعه داستانهای کوتاه چخوف

روی تخته سیاه نوشتیم: ز گهواره تا گور دانش بجوی!/46
رضا کرم رضایی و خاطراتش 5

قلبم را با قلبت میزان می کنم!/48
از کاریکلماتورهای پرویز شاپور؛

کافه کتاب/51
پیشنهاد کتاب

وقتی از داستان کوتاه حرف می زنیم، از چه حرف می زنیم؟/56
درباره «حفره ای در آینه» نوشته ی  لادن نیک‌نام، انتشارات ققنوس

موسیقی
دوباره بیاموزیم!/59
در گفتگوی اختصاصی با استاد فربُد یداللهی نوازنده ی تنبک و سازهای کوبه ای

 

-----------------------------------------------------------------------------

سرمقاله

 

وقتی تئاتر برای همه نیست!

تئاتر ایران در چند هفته گذشته تجربه تازه ای از حجم برخی نگاه های سنگین رسانه ایی را پشت سر گذاشت که از جنبه های مختلف قابل توجه و تامل است. ظاهرا یک اتفاق بود اما شاید بهانه ایی بود برای خود نمایی برخی اشکالات ساختاری در تئاتر ایران، از کمیت و کیفیت مسئله متون نمایشنامه و نمایشنامه نویسی و کیفیت و کمیت بازیها و نمایشها تا ترجمه یا گرته برداری های ناشیانه و نامتناسب با هنجارهای بومی به بهانه شهرت منابع و...، تا مسئله مدیریت و سیاسی بازی ها و یا بی سیاستیها و یا  نبود یک زیربنای نظارتی هدفمند فرهنگی در انتخاب و اجرای آثار داخلی و خارجی و از این دست عبارات غریب و آشنا.
چندی پیش انتشار چند عکس از نمایش ”هدا گابلر" اثر هنریک یوهان ایبسن نمایشنامه نویس عصیانگری که حدودا دویست سال پیش در قریه ایی کوچک و روستایی در دورافتاده ترین نقاط شمال اروپا در نروژ و در خانواده بازرگانی ورشکسته و مالباخته متولد شده، این اتفاق را در تئاتر این روزهای کشورمان رغم زد!
ظاهرا ”هدا گابلر” یکی از حدود 50 نمایشنامه ای است که ایبسن آن را در حدود سال ۱۸۹۰ نوشته است. اثری که عموم متقدین آثار او آن را مورد انتقادهای تندی قرار دادند، برخی از ایشان درباره”هدا گابلر” نوشتند:« نامتعارف، گنگ، روانشناسیِ غیر طبیعی، تاثیری پوچ و عبث، تصویری است که از آن  باقی می ماند.» در نقد دیگری آلفرد سیندینگ لارتین نوشت : که”هدا” خود مظهر شکستِ بدفرجامِ قدرتِ تخیل است، یک هیولای ماده که کسی را همانند او در زندگی واقعی نمی توانیم بیابیم.
می گویند ایبسن، همیشه با سنت‌ها سر ستیز داشت و هدا برجسته‌ترین اثر او در این زمینه است. هنریک یوهان ایبسن زاده ۲۰ مارس ۱۸۲۸ در اسکین ، نروژ است که بعد از تولد او اوضاع خانواده اش تغییر می کند. مادرش برای تسکین پیدا کردن روحش، به مذهب رومی آورد و پدرش هم دچار افسردگی می شد. پس از ورشکستگی آنها در ۱۸۳۶، آنها درخانه‌ای ویرانه در یک روستا زندگی می‌کردند، و روستاییان همسایه که آنها را مثل خود نمی‌دیدند ، به چشم تحقیر و تردید به آنها می‌نگریستند. شاید تجربه همین دوران بود که باعث شد ایبسن در بزرگسالی مردی گوشه گیر و محتاط در ارتباطاتش باشد.
تعبیر می شود که خود هنریک ایبسن برای اینکه تأملات درونی‌اش را پنهان کند در "هدا" و در قالب یک شخصیت دیگر آن را به ما نشان می‌دهد. حالات روحی و روانی این شخصیت احتمالاً در درون ایبسن وجود داشته است. واضح است که نویسنده تحت تأثیر متون فلسفی هیچ‌انگاری قرار داشته است. چیزی که شاید بتوان گفت مد روز نویسندگان آن دوره بود. فلسفه‌ای که بنیانگذارش فردریش نیچه بود. هرچند نمی‌توان نمایشنامه هدا گابلر را اثری کاملا متأثر از فلسفه هیچ‌انگاری نیچه دانست اما ته‌مایه‌های فکری فیلسوف آلمانی در آن به چشم می‌خورد. یعنی او حدوداً شصت ساله بود که این نمایشنامه را نوشت. شخصیت داستان آدم آشفته‌حال و ناامیدی است که برای اطمینان یافتن از قدرت خویش، موجب نابودی اطرافیان و نزدیکان می‌شود و سرانجام کارش به اینجا می‌رسد که در مقابل کشمکش‌های زندگی کوتاه بیاید و خود را به مرگ بسپارد.
برخی از مفسرین آثار او معتقدند "نمایش”هداگابلر” نمایشی پیش پا افتاده و معمولی با فضایی بد و اخلاقیات کثیف و آلوده است و روح”هدا” یک روح ظالم با تاثیری ناپاک روی انسانیت است."
نوشته اند که در تمام عکس‌هایی که از ایبسن موجود است، او فقط در یک تصویر لبخند بر چهره دارد. دکتر Arne Duve در کتابِ”عاصی اما تحریک آمیز، سمبولیسم در آثار ایبسن” (چاپ اسلو ۱۹۴۵) این موضوعات را مورد بحث قرار داده است. دکتر Duve معتقد است که”هدا” آشکار کننده موانع و فلج کننده های غرایز زندگی ایبسن است. او به ما یادآوری می کند، ایبسن در جوانی دارای غرایزی افسار گسیخته بوده است و حتی در ۱۸ سالگی پدر یک فرزند نامشروع می شود و در همان سال های اوان جوانی معتاد به الکل می شود و این باورپذیر است که چنین افکاری در سر بپروراند و حتی تلاشی در جهت خودکشی کرده باشد.
اگر به دقت”هدا گابلر” را مورد ارزیابی قرار دهیم درمی یابیم، به واسطه درون مایه ی آن یکی از بزرگترین افشاگری ها از چهره ی خود هنرمند صورت گرفته است و در واقع، شاید بتوان به نمایش عنوان دیگری با این مضمون داد. ”چهره ای از هنریک ایبسن در قالب زنی جوان”.
نا گفته پیداست که این اثر و آثاری از این دست از نمایشنامه نویسان معلوم الحال غربی و اروپایی می تواند هیچ سنخیتی با اصول و هنجارهای اجتماعی ما به عنوان کشوری با فرهنگ غنی چند هزار ساله و فاخر و اخلاقمند و موحد و اصول و مبانی مذهبی مان نداشته باشد. اساسا انتخاب آثار غربی و اجرای نمایشنامه های خارجی در کشور ما یک مسئله رها و بی جواب است، شاید با نگاهی خوشبینانه فقط تکرار و تواتر اجرا و کمتر لزومات فرهنگی و اجتماعی و لحاظ نیازهای فرهنگی مخاطب بومی، دلیل این سلسله اجرا ها باشد، مسئله ای که بارها داد خود اهالی تئاتر را در آورده و بارها بدنه تئاتر از آن آسیب دیده اند و همچنان می بینند، اما متاسفانه هر بار در مقابله با این درد کهنه و مشکلاتی که فراهم می کند با یک مسکن مقطعی از کنار آن می گذرند.
این بدیهی است که دستگاه نظارت بر انتخاب و اجرای نمایشنامه ها، علی الاصول می بایست با ملاک های فرهنگی و البته دوری از تنگ نظری های سلیقه ای و جناحی و یا پسند های سیاسی، مقتدرانه بر اصولی که به حیثیت و میراث فرهنگی یک ملت مربوط می شود استوار و پایدار پافشاری کند. اما دراین میان این شایسته نیست که با بروز یک خطا کل جامعه و خانواده مظلوم تئاتر مورد بی مهری و هجمه رسانه ای و فشارهای جناحی و سیاسی بازی شوند.
این هم بدیهی است که عموم مسئولین و نیز خانواده عرصه فرهنگ، خاصه تئاتر کشور بر اصول اساسی نظام و ارزشهای مذهبی و ملی کشورمان پایبند و معتقدند و یک اتفاق و خطا نمی تواند بهانه ای برای حمله و حجمه به حرکت رو به رشد توسعه فرهنگی کشور و فعالان آن در حوزه های مختلف آن از جمله تئاتر و یا سینما و تلویزیون کشورمان و چشم پوشی از کارهای بزرگ و موثر و مطلوب این عرصه باشد.
عکس العمل مسئولین فرهنگی کشور در کنترل این تذکر قابل تقدیر و مسئولانه رسانه ای و البته جلوگیری از تبدیل آن به یک جریان سازی و هجوم رسانه ای دشمن شاد کن قابل توجه بود، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در ارتباط با نمایش «هداگابلر» و انتقاداتی که نسبت به آن مطرح شد، گفت: اگرچه این تئاتر برخی مشکلات را داشته است، اما قرار نیست موارد و اشتباهات این چنینی در بالاترین سطوح مملکتی مطرح و پیگیری شود.
حسینی گفت: اکنون کار فرهنگی در سطح گسترده ای انجام می شود و چـــه در زمینه ی تئاتر، سینما و چه هنرهای دیگر تمام تلاش های هنرمندان ما براین است براساس ضوابط و قوانین کشور کار کنند. حال اگر در این میان گاه موردی هم وجود داشته باشد تذکر داده شده، توبیخ می شود یا به گونه ای از طریق راه کار های قانونی آن پیگیری می شود.
ایشان معتقدند بحث ما این است و قصد حمایت از تخلفات را نداریم، البته درمورد این تئاتر کمی اغراق شده است و به همین دلیل ما سی دی های این نمایش را آماده کرده و در اختیار نمایندگان دادستانی و نمایندگان محترم مجلس قرار دادیم تا خود آنها بررسی کنند چرا که بر مبنای یک یا چند عکس نمی توان به درستی تصمیم گرفت... معمولا در چنین مواردی به گردانندگان آن نمایش تذکر داده می شود، اما نباید بگوییم که این موارد به صورت تعمدی از سوی وزارت ارشاد نادیده گرفته شده است.
همچنین معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با بیان این عبارت که  در ماجرای «هدا گابلر» نوعی خطای رسانه ای صورت گرفت، اظهار امید واری کرد که ترکیب اعضای جدید شورای نظارت و ارزشیابی اداره ی کل هنرهای نمایشی برای همه ی علاقه مندان به آثار فاخر و دلسوزان تئاتر، آرامش بخش باشد.
او گفت: باید توجه داشت که تئاتر یک حقوق دوسویه است، از یک سو اهالی تئاتر به عنوان نمایندگان پرافتخار این هنر متعهدند آثاری را به جامعه تحویل دهند که متناسب با فرهنگ جامعه ی اسلامی و ایرانی ما باشد. از سوی دیگر مردم هم نگران خوراک فکری فرزندانشان هستند. بنابراین شورا رویکردی دوسویه دارد و از هر دوسو باید به صیانت از حریم فرهنگ و هنر کشور بپردازد و قطعا همه تلاش این شورا، صیانت دوجانبه از این دو حوزه خواهد بود.
شاه آبادی با اشاره به حاشیه های فراوانی که همزمان با اجرای نمایش «هدا گابلر» ایجاد شد، این حاشیه ها را ناشی از حاشیه سازی های رسانه ای دانست و به ایسنا عنوان کرد: اگر احیانا خطایی هرچند کوچک در اثری اتفاق بیفتد، نباید از سوی برخی افراد مبالغه آمیز جلوه داده شود، چرا که در وهله ی اول آن خطا در آن اثر اتفاق افتاده، اما خطای بعدی از سوی جامعه ی رسانه صورت می گیرد که آن را به شکل مبالغه آمیزی بازتاب می دهند.
در این میان عکس العمل اهالی و خانه تئاتر گرفته تا شخص حسین مسافر آستانه به عنوان مدیر کل هنرهای نمایشی کشور، در حمایت از تئاتر و اهالی آن قابل توجه بود.
تئاتری ها معتقدند گرهی را که به آسانی با دست گشوده می شود با دندان کور نکنیم و با تدبیری که شایسته خرد ایرانی است به رفع مشکل پرداخته، آرامش را به فضای تئاتر بازگردانیم. انشا ا...

حسین احمدی


 
comment نظرات ()
 
 
هنرمند ١٠١ منتشر شد
نویسنده : سیامک ساسانیان Siamak Sasanian - ساعت ٢:٤٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٧ بهمن ۱۳۸٩
 

هنرمند ١٠١ منتشر شد






به سوی قربانگاه/7
شهید مصطفی چمران


تئاتر
هنوز ”دختری با کفش‌های کتانی” را دوست داریم/8
نگاهی به نمایش ”متولد 1361” نوشته ”نغمه ثمینی” و کارگردانی ”پیام دهکردی”

ادای دین به یک نسل/10
گفت‌وگو با ”پیام دهکردی” کارگردان نمایش ”متولد 1361”

حالا تئاتر را ترجیح می‌دهم/14
با پگاه آهنگرانی از نقش آفرینیهای سینما تا دشواریهای تئاتر

بودن یا نبودن؛ مساله این است/18
نگاهی به نمایش ”تپانچه و سکوت” نوشته و کار ”رسول نقوی”

مخاطب‌شناسی می‌کنم/20
گفت‌وگو با ”رسول نقوی” نویسنده و کارگردان نمایش ”تپانچه و سکوت”

می‌توان از زوایه‌ای اندیشمندانه وارد حوزه تئاتر مذهبی شد/24
گفت‌وگو با ”کوروش زارعی” کارگردان نمایش ”مسافران کوفه”

قصه‌های شاهنامه به روایت ابزار و وسایل خانه/28
نگاهی به نمایش ”قصه‌های من و تو و رستم و شاهنامه” نوشته ”حسن باستانی” و کارگردانی ”مریم معترف”

خانه‌ای در برابر باد/30
نگاهی به نمایش ”گفت‌وگو با باد” نوشته ”اصغر خلیلی” و کارگردانی ”فرشاد منظوفی‌نیا”

عبور از آسیب/32
نگاهی به نمایش ”آخرین نامه” نوشته و کار ”مهرداد کوروش‌نیا”

ایجاد موقعیت‌های نمایشی با نگاه استعاری/34
نگاهی به نمایش ”پای دیوار، کودکی” کار ”فهیمه و سیما میرزاحسینی”

اثری متفاوت/36
نگاهی به نمایش ”هفت” نوشته ”کیوان میرمحمدی” و کارگردانی ”یاسر خاسب”


ادبیات
روح ملت و نابغۀ روسیه!/38
درباره لیون نیکلا یوویچ تولستوی

سعی کن زودتر بزرگ شوی/40
درباره رمان سووشون سیمین دانشور، 1348

مهمان/44
از مجموعه داستانهای کوتاه چخوف

نعمت فراموشی!/46
رضا کرم رضایی و خاطراتش4

کافه کتاب/48
پیشنهاد کتاب

 



 
comment نظرات ()
 
 
یکصدمین شماره هفته نامه هنرمند: هنرمند 100 منتشر شد!
نویسنده : سیامک ساسانیان Siamak Sasanian - ساعت ٢:۳٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٧ بهمن ۱۳۸٩
 

یکصدمین شماره هفته نامه هنرمند:

هنرمند 100 منتشر شد!

 

 

شهید سید مرتضی آوینی/10
سید شهیدان اهل قلم


سینما
...به درویشی و خرسندی!/11
مصائب تهیه کنندگی/ در گفتگو با علی معلم

طنز با اعمال شاقه/16
یک فنجان قهوه تلخ در گفتگو با سیامک انصاری

پیام سریال را بگذارید برای آخر کار!/19
یک فنجان قهوه تلخ در گفتگو با سحر زکریا

به نام پدر/23
گفتگو با مژگان ترانه / بازیگر سینما و تلویزیون

حکایت سلاطین سایه نشین/26
به بهانه چهاردهمین سالگرد سفر علی حاتمی به دیار باقی

بیراهه ستاره پرستی/32
درباره سینمای ایتالیا و دانمارک و فیلم های عظیم تاریخی و وریسم / تاریخ سینمای هنری 3




تئاتر
تئاتر و هفته نامه هنرمند/37
یادداشت حسین مسافر آستانه

بی‌هویتی در مهاجرت/38
نگاهی به نمایش "کافه مک آدم" نوشته و کارگردانی "محمود استادمحمد"

”حقیقت” در صحنه واقعیت/42
نگاهی به نمایش ”ح دو چشم” نوشته و کارگردانی ”سیروس همتی”

کابوس سیاه/44
نگاهی به نمایش ”شمشیرهای ژنرال” نوشته ”قدرت‌الله فتحی” و کارگردانی ”مسعود موسوی”

با نگاه رئالیستی صرف مخالفم/46
گفت‌وگو با ”مسعود موسوی” کارگردان نمایش ”شمشیرهای ژنرال”

مکاشفه‌ای در داستان یک زندگی/50
نگاهی به نمایش ”گفت‌وگو با باد” نوشته ”اصغر خلیلی” و کارگردانی ”شیوا مکی‌نیان”

همیشه روند تحقیق را دنبال می‌کنم/52
گفت‌وگو با ”شیوا مکی‌نیان” کارگردان و بازیگر نمایش ”گفت‌وگو با باد”

برداشت کلی مخاطب مهم است/54
گفت‌وگو با ”حسین پاکدل” نویسنده و کارگردان نمایش ”حضرت والا” (قسمت دوم)

”تعزیه”؛ بیانگر واقعه جانگداز کربلا/60




ادبیات
خلوص شاعر/62
با نگاهی به "قانون عشق" مجموعه شعر، نصرا... مردانی، 1376

روشنفکر کندذهن/66
از مجموعه داستانهای کوتاه چخوف

شاعری در جدال زندگی و مرگ/68
اینگه برگ باخمن

شعر بیگانگی و احساس غربت/70
درباره "اینگه برگ باخمن" و  "پرواز با ترانه" ترجمه ی چنگیز پهلوان

ای کاش به دنیا نمی آمدم/72
رضا کرم رضایی و خاطراتش3

شعر همان سنجاقک است.../76
در بار‌ة «کوته سرایی»، سیری در شعر کوتاه معاصر، سیروس نوذری، ققنوس، 1388‌

کافه کتاب/78
پیشنهاد کتاب

 

 

------------------------------------------------------------------------------

سرمقاله

چون که صد آید...

در این سالها و روزها که حال و روز هنر و هنرمند تعریفی ندارد و انگار دماغ کسی چاق نیست و کیفش کوک، جشن صدمین شمارگان، حال و حوصله می خواهد و البته حتما کمی هم پول بی زبان، که ما و امثال ما از صدقه سری بارعام و عنایت سرشار صاحب منسبان بر اریکه هنر و هنرمند ایران، هیچ کدامش را نداریم که نداریم.
فکرش را می کردیم، اما به دعای خیر و اقبال غیب و التماس دعای شدید هم نیاز مبرم بود از سختی و سنگلاخ این مسیر هفت خان. مدیران مسئول یا دبیران و سردبیران عزیزهمکار، خاصه در حوزه های مختلف هنر؛ خوب سختی بند بازی برلبه تیز این شمشیر شیز را میدانند و آبدیده این میدانند و نیز خوب می دانند که صد شدن از صفر، هنر ایرانی می طلبد و هنرمندی می جورد.
امروز به لطف خدای رحیم با مساعی و مهربانی همه دوستان همکار از ابتدا تا کنون و نیز همکاری و همراهی صاحبان اصلی هنرمند؛ هنرمندان عزیز و صبور کشورمان در حوزه های مختلف این مطمع متعالی انسان خاکی، صدمین شماره از هفته نامه هنرمند پیش روی مبارک شماست.
از مشقات جولان سالم درساحت "رسانه هنری" و یا هنررسانه ایی" همین بس که گویی در انباری از کاه، بلا تشبیه بدنبال سوزنی، بلکه گوهری باشی؛ وقتی که تعاریف هنر، هنرمند و رسانه هنری، فراخ است، مصادیقش فراخ تر می شود؛ می شود اینکه؛ ای بابا دلت پاک باشد، آن وقت من هم هنرمند می شوم، فلانی ازهرانگشتش صدها هنر می ریزد و البته رسانه هنرش هم می شود، آنها که می بینید و اینها که می شنویم.
خدا پدر میرزا صالح شیرازی و دوستان قدیم و جدیدش، آنها که این طفل را برایمان ناقص از آب و گل در آوردند، بیامرزد. سالهاست که به اصطلاح نبود یک چشم انداز و افق در برنامه رسانه کشورو برنامه ریزی هدفمند در مدیریت متنوع رسانه ایی، دیدمان را کور کرده است و گاهی حتی جلوی پایمان را هم نمی بینیم چه برسد به چشم انداز...
بخواهیم یا نخواهیم، موافق باشیم یا نباشیم، هم اکنون ما، یعنی ملت ایران و امت اسلام، در یک جنگ تمام عیار رسانه ایی با دشمنانمان هستیم، جبهه مهمی از همان نبرد همه جانبه نرمی که امروز از آن زیاد می شنویم. آن وقت از مسولین و همکاران، برخی انگار که به شکار گنجشکی به تفرجگاه رفته باشند تیرو کمان سنگی به دست گرفته اند و برای این دیو رجز فتح می خوانند و متاسفانه برخی در خواب خرگوشی غفلت، رویای مدینه فاضله می بینند.
هم اکنون با گذشت بیش از سی سال از پیروزی انقلاب و آمد و رفت حدود ده دولت، وضع ما و مطبوعات و رسانه همین است که می بینیم، ازاوضاع نامناسب سیاسیون واقتصادیون و اجتماعیات و امثالهم از روزنامه و هفته نامه تا فصلنامه ها، که بگذریم. نشریات فعال هنری، ما به ازای اوضاع هنر و هنرمندش، حال و روز خوشی ندارند. آنها که می بینید خوشند و با دمشان گردو میشکنند و جلد و ماجلدشان چشم نواز است و مفرح ذات، اقتصادیونی هستند که ظاهرا قرار بوده از اجتماعیات بنویسند ولی دراین گرگ و میش، در لباس هنر ظاهر شده اند محض شکار بیشتر آهوبچگان.
اینها نمی شود مگر به لطف همان بی برنامگی و نظارت نا دقیق و گاه ناعادلانه، عموما سطحی و البته ناکافی برخی از مسولان ذیربط این سی و چند سال و البته شاید همدلی ناشی از هم کاسه گی تک وتوکی از ایشان، متاسفانه.
حالا در این جنگ نا برابر، این ماییم و این لشگر زار و گروهی مکار که به وقت کارزار از یک سود آگهی چند در چند خود نیز نمی گذرند چه رسد به وعده ملک ری.
از ترک تازی این قبیل پیک نامه های تبلیغاتی، شاید گرمی بازار مشاطه گران و تغییر ذائقه مخاطبان به سمت جمال پسندی رنگ و لعاب، کمترین آسیبی است که از این رهگذار نصیب فرهنگمان می شود، شبیه همان که بلای جان سینمای ما هم شده است. تا کنون سعی ما و دوستان همفکرمان در طی این طریق بر دوری از این مسیر ناصواب بوده، هرچند که این، به تکیه زدن بر تخته سنگی در سیلاب می ماند.
نه اینکه هنرمند تا این صد منزل مهجور بود، گشتیم از بین هنر، تئاتر، این زیبای مهجور خفته را مثل خود یافتیم و به قدر توان علی رغم برخی بی مهری ها و غریبه پسندیها که به آن خو کرده ایم، به تئاتر بیشتر پرداختیم و حالا با اهالی آن رفاقت ها داریم و دلدادگی ها که نگو. همچنین از ابتدای شروع به کار هفته نامه هنرمند؛ ادبیات، سینما، تلویزیون، رادیو و یا زیبایهای تجسمی، عمده دغدغه های هنرمند در میان صفحاتش بوده و هست.
به مدد حق تعالی و با دعای خیر اهالی و همراهی دوستان و نیت راست، چشم به افق دوخته ایم که؛ چون که صد آید نود هم پیش ماست...

حسین احمدی


 
comment نظرات ()
 
 
هنرمند 99 منتشر شد
نویسنده : سیامک ساسانیان Siamak Sasanian - ساعت ٢:٢٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٧ بهمن ۱۳۸٩
 

هنرمند ٩٩ منتشر شد




سینما
اما آسمون اون وقتا آبی تر بود/8
به بهانه چهاردهمین سالگرد سفرعلی حاتمی عزیز
به دیار باقی / حکایت سلاطین سایه نشین (قسمت اول)

فوق ستاره ای که در تاریخ سینما جاودانه شد/13
برای 94 سالگی «کرک داگلاس»

از سینمای هنری تا فوییاد/16
تاریخ سینمای هنری2


تئاتر
رستگاری با بیداری/20
نگاهی به نمایش ”بیداری در خواب هزار من” نوشته و کار ”علی ثقفی”

کبوتران حرم/24
نگاهی به نمایش ”دم هشتی، روی گنبد” نوشته و کارگردانی ”کاوه مهدوی”

خندیدن اخمالو خان/26
نگاهی به نمایش ”اخمالوخان” نوشته و کار ”امیر مشهدی عباس”

حضرت والا در عمارتی متروک/28
گزارشی از آخرین اثر حسین پاکدل

ارتباط شناسی از منظر زبان تئاتری و کلامی/30
نگاهی به نمایش ”حضرت والا” نوشته و کار ”حسین پاکدل”

انگشت کوچکی از تاریخ برای نمایش دادن کافی است/34
گفت‌و‌گو با ”حسین پاکدل” نویسنده و
کارگردان نمایش ”حضرت والا”/ قسمت اول

...تئاتر مرا می خواند/38
گفتگوی شیده شمسایی با مهدی شمسایی/ گفتگوی بازیگر با پدر کارگردانش/ قسمت دوم


ادبیات
ییتس ، فردوسی و قیصر امین پور/42
نگاه ایرلندی به شاعر حماسه ها؛ ویلیام باتلر ییتس

شعر در ازای عشق/44
درباره  ویلیام باتلر ییتس

شاعر نمایشنامه ها/46
دنیای نمایشنامه نویسی ویلیام باتلر ییتس

من دیگر عادت کرده ام/50
درباره "نبض اتفاق" مجموعه شعر، ایرج صف شکن، 1374

از نقش آفرینان خاطره انگیز/54
رضا کرم رضایی و خاطراتش2

قیم/56
از مجموعه داستانهای کوتاه چخوف


 
comment نظرات ()